خرید بک لینک
نشود فاش کسی آنچه میان من وتوستتا اشارات نظر نامه رسان من و توستگوش کن با لب خاموش سخن می گویمپاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندیدحالیا چشم جهانی نگران من و توست گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسیدهمه جا زمزمه ی عشق نهان من وتوست این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشتگفت وگویی و

برچسب: نویسنده: آرتمیس مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 7:03

به تو می اندیشمای سراپا همه خوبیتک و تنها به تو می اندیشمهمه وقت،همه جامن به هرحال که باشم به تو میاندیشمتو بدان این را تنها تو بدانتو بیا،تو بمان با من تنها تو بمانجای مهتاب به تاریکی شبها تو بتابمن فدای تو بجای همه گلها تو بخندكنون منم به پای تو درافتاده ام بازپاسخ چلچله ها را تو بگوقصه ابر هوا را

برچسب: نویسنده: آرتمیس مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 7:03

من سکوت خویش را گم کرده املاجرم در این هیاهو گم شدممن که خود افسانه میپرداختمعاقبت افسانه ی مردم شدمای سکوت، ای مادر فریادهاساز جانم از تو پر آوازه بودتا در آغوش تو راهی داشتمچون شراب کهنه شعرم تازه بود در پناهت برگ و بار من شکفتتو مرا بردی به شهر یادهامن ندیدم خوشتر از جادوی توای سکوت ، ای مادر فری

برچسب: نویسنده: آرتمیس مرادیان تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 7:03

صفحه بندی